دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
177
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
انظروا إذا أنا متّ من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة لا تمثّلوا بالرجل ، فإنّي سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : إيّاكم و المثلة و لو بالكلب العقور ؛ « 1 » توجّه داشته باشيد ! هرگاه در اثر اين زخمى كه بر من وارد شده است ، چشم از جهان فرو بستم ، به ابن ملجم فقط يك ضربت بزنيد و اين مرد را مثله نكنيد ، زيرا شنيدم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : از مثله بپرهيزيد هرچند كه در مورد سگ هار و بيابانى باشد . هنگامى كه امام على عليه السّلام مردم را به جنگ اهل شام و معاويه ترغيب كرد از جمله مسائلى كه فرمود اين بود : « و لا تمثّلوا بالقتيل . . . ؛ « 2 » كشته را مثله نكنيد . » نقد دليل اين دليل از نظر كبرا ، يعنى حرمت مثله ، با استناد به روايات فوق پذيرفتنى است ، امّا از نظر صغرا ، يعنى مثله بودن تشريح و كالبد شكافى صحيح و تمام به نظر نمىرسد ؛ زيرا در مفهوم مثله ، اظهار تنفّر و تشفّى و نوعى عقوبت نسبت به مرده براى عبرت گرفتن ديگران نهفته است . در مصباح مىگويد : مثلت بالقتيل مثلا - من بابي : قتل و ضرب - إذا جدعته و ظهر آثار فعلك عليه تنكيلا و التشديد مبالغة ، و الاسم مثلة وزان غرفة ؛ « مثلت بالقتيل » مثلا از بابهاى قتل و ضرب وقتى استعمال مىشود كه عضوى را قطع كنى و آثار فعل تو ظاهر شود تا براى ديگران عبرت باشد و تشديد براى مبالغه و اسم مصدر آن مثله بر وزن غرفه است . در المنجد آمده است : مثل مثلا و مثلة بالرجل : نكل بالقتيل جدعه ، و ظهرت آثار فعله عليه تنكيلا ؛ مرد را مثله كرد ؛ يعنى بلايى بر او وارد كرد و كشته را مثله كرد ، يا اعضاى بدن او را بريد و آثار فعلش بر او ظاهر شد ، تا عبرت براى ديگران باشد .
--> ( 1 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، نامه 47 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 34 ، جهاد العدوّ ، ح 1 .